حضرت علی بن موسی الرضا (ع) بنیانگذار مکاتب دینی ایران

عطر سیبستان  طه

سیدعلی اصغر موسوی

آسمان ها را آراسته اند،پرچم های سبز و سرخ، در کوچه کوچه ی کهکشان، با نسیم دلنواز صلوات به حرکت در می آیند و کاینات، منتظر آمدن مولودیست که نام مبارکش را؛ بر تارک عرش آویخته اند: حسین!

مشتاق تر از تمام آسمانیان، آنکه در کالبد روحانی خویش نمی گنجد، حضرت جبریل (ع) است.اوست که آغوش پرندین خود را به سمت حسین گشوده است.

امروز تمام آسمانیان سرود "تبارک الله" می خوانند.

 -  وه  که چه زیباست کودک زهرا (س)؛ چه زیبا است، میوه ی طه!

گویی تبسمش آکنده از عطر سیب است؛ عطر سیبی که هنوز هم بهترین خاطره ی مدینه و دل انگیزترین عطر پگاهان کربلاست.

همچون نوری که از دل خورشید برآید؛ از سودای دل افلاک، قدم در عالم خاک می گذارد و آغازین شگفتی حضورش را؛ با سجده در برابرمحبوب وحبیب خویش به تماشا می گذارد.

 لحظه ای بیش نیست که سرارادت در خاکستان زمین، برآستان حضرت دوست (جل جلاله) گذارده است - سری که در نهایت، قربانی کوی او خواهد شد – اما ، گویی تمام  افلاکیان  اورا می شناسند ؛ نامش را می دانند و مرامش را می ستایند.

گویی تمام عرشیان، از روز ازل منتظر تولد او بوده اند؛ تا پرچم غیرت را در قحط مردمی ها، به اهتزاز درآورد.

او می آید از ازلی ترین نقطه ی آفرینش؛ تا چراغ هدایت باشد و کشتی نجات.

می آید تا عاشورا به عظمت خویش ببالد؛ می آید تا کربلا، مشام جهان را با "عطر سیب" آشنا کند. می آید تا ولایت، اوج غریبانگی خود را به تماشا بنشیند.  می آید تا صبررا، ایثاررا، شهادت را

 و تمام "کلمات آسمانی" را معنا کند.

او می آید تا کسی "غیرت دینی" را به فراموشی نسپارد؛ می آید تا جنازه ی امر به معروف و نهی از منکر بر زمین نماند.

آری، می آید، نقطه ی اوج رسالت و ولایت؛ نقطه ای که ، قله ی کمال آدمی و نزدیک ترین فاصله با خداوند است؛ آنجا که حتی خون گلوی فرزند، مانع قرابت نشود.

* * *

مولا، ای عظمت شهادت؛  چقدر نامت دلنشین است؛ حتی برای شهادت !

چیست پنهان، درنهانخانه ی نامت ؛ که اشک را مجال تأمل و درنگ نمی دهد و عشق را حیران عاشقانگی های خویش کرده است .

مولای عاشقان؛ چقدر یادت برای عارف شدن مغتنم و نامت برای عاشق شدن زیباست!

کربلا تنها با تبسم عارفانه ات جان گرفت و عاشورا، تنها با ترنم عاشقانگی هایت نامی شد.

ای عزیزتر از رگ های جان؛ یحیای دل های عاشق؛ سلام بر تو باد، تا واپسین روز آسمان و زمین!  میلادت مبارک ، یا حسین (ع) !

                                      ******

چه بشارت دل انگیزی !

خبرش کنید؛ علی (ع) را خبر کنید؛ که انتظار به پایان رسید، اینک این عباس  ماه بنی هاشم ؛ ماهتاب آسمان ولایت ،که از پرتو عنایات نبوی (ص) و انعکاس قرابت علوی (ع) تا همیشه تاریخ در آسمان کربلا خواهد درخشد و راهیان سرزمین نوررا ؛با تبسم آسمانی خویش، بدرقه خواهد کرد.

خوشا نسیمی ازدیارعنایتش ؛تا تشنگی غربت از کام جهان زدوده ،غبارغم از  چهره ی دل ها بشوید!

" ابوالفضایل" اش خوانند، تا سپهسالار فتوت را،کسان به فضیلتی بشناسند که بی بدیل و بی نظیر است؛ آنجا که تشنه کامی شهادت را، به زلال عافیت ترجیح می دهد وعظمت فتوت و وفا و جوانمردی را به نمایش می گذارد.

تشنگی را به آب ترجیح می دهد، بلای عشق را به جان می خرد؛ تاسرافرازی خویش را در درس مولا مردان(ع) بیآزماید.

او فرزند علی (ع)ست و فرزند خاتون سرافراز مدینه، ام البنین (س).او وارث شجاعت علی (ع)، صداقت زهرا (س)، کرامت حسن (ع) است؛  وارث تمام فضایل. تنها زبان ذوالفقار نیاموخته؛ که عارف تمام دقایق هستی بخش عشق است؛ عشقی که عظمت کبریایی اش او را تا جایی اوج داده، که عرش مقابل مرامش تعظیم می کند .

 بهشت از تکرار نامش به وجد می آید؛ وآسمان به نام او چراغ ماهتاب روشن می دارد؛ مشکل گشای تمام گره های فرو خورده در کلاف زمان است، پدر مروت و ترجمان مردی و مردانگی !

پدر مروت را چه نیازی به توصیف که دریای کرمش را پایانی نیست و اقیانوس اجابتش، مسلمان و غیر مسلمان را شربت شفا نوشانده است.

"غیرت"، واژه ای است که حرمت خویش را از نام "عباس" گرفته است.

دل دریایی اش را جز "صبر"، دارویی تسکین نمی بخشد و اندوه بی قراریش را جز پرتو جمال آسمانی "برادر" نمی زداید.

... سال ها گذشته است؛ اما هنوز زمزمه های فطرت را، که آکنده از شعر وفاداری است؛ می شود شنید ،که تکرار می کند:  "  الا یا ایها الساقی، ادر کأساً و ناولها / که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل ها  "

قدمت سبز ! یا باب الحوایج ، یا عباس (ع) !

 وقتی که نگاه آسمان مستت بود

هم چشم زمین، اسیر و پابستت بود

از خیزش گرم موج ها می شد دید

لب های فرات تشنه دستت بود

 

                                      ******

گویی عاشورا منتظر حضورش و کربلا منتظر نگاه اوست ؛ تا نورانی دیدن و نورانی اندیشیدن را به نسل های خاموش بیاموزد!

"شاه جهان بانو" هم  در انتظار است؛ بانویی که آسمان، مقابل عظمت نامش تواضع می کند و خورشید، به جمال معنوی اش رشک می برد.

بانویی که نام مبارکش همچون "صحیفه"، مقدس و همچون "کربلا" معطر  به عطر پاکی و عفت است.

 سروش آسمانی  به اوبشارت می دهد، تولد آفتابی را که از مشرق عرفانی ولایت طلوع کرده ورنگین کمان هدایت را، ارزانی آسمان "ایران" خواهد کرد!

نوری که فصلی جدید از ایمان و اعتقاد در دل "پارسیان" پدید خواهد آورد؛ تا شاهد ظهورعظمتی بی نظیردرتاریخ باشند؛ ظهورمشرقی ترین حکومت الهی!

صاحب صحیفه های عاشقانه ی می آید؛ تا آسمان به وجود فرزندان "نبوت" ببالد؛ به وجودی ببالد، که عبادتش:  پیامبرگونه و حلمش: علی وار؛ کرامتش : حسنی وش و شهامتش: حسینی منش است.

خطبه هایش، آیینه ی سخنان زهرا (س) و کلمات آتشین بیانش، بت شکن است. وقارش : وقار خلیل و کلامش: کلام کلیم است.از شکیب وجودش: ایوب (ع) درس آموز؛ وازانفاس قدسی اش: مسیحا (ع) در شگفت است.خطبه ی عارفانه اش: ترکیب بند حماسه ی کربلا و صحیفه ی عاشقانه اش: تغزل  دیوان عاشورا ست.درویش ترین امیری ، که عارفانه ترین غزل ها از تبسم نگاهش می تراود و عاشقانه ترین دوبیتی ها از ترنم دعایش می شکفد .

 گویی نماز، همیشه دلتنگ عبادت اوست و خاک، دلواپس سجده هایش. دعا منتظر ترنم او؛ وصحیفه در انتظار تبسم دست هایش.

 گویی جهاد،آیینه ی ایمان اوست وکلمات آسمانی درانتظارجلوه ی خطبه هایش. شام غریبان، دلواپس ناله های عاشورایی او و زینب (ع) دل نگران زخم های دلش!

آوازه آن سفیر عشق ازلی

گیریم که دشمنش نهان کرد، ولی

هرجا که قدم نهاد و هرجا که نشست

 صد قافله شد، اسیر اولاد علی (ع)

می آید تا آسمان رادرس تابندگی بیاموزد.می آید تا زمین راازآسیب جهالت برهاند.

می آید تا دل های مومن، بی نیایش نمانند.

می آید تا کربلا بهانه برای ادامه ی زندگی داشته باشد.

می آید تا شام به وسعت تیرگی خویش بنالد.

.می آید تا کوفه بار دیگر قامت ستم دیده ی علی را ، به تماشا بایستد.

می آید از مشرقی ترین لحظات شیرین خلقت، تا فرصتی تازه برای شادمانی ما باشد.

مولا؛ حضورت مغتنم و سایه ی لطف نیا یش هایت، بر سرمان مستدام باد! خوش آمدید .

                                                             

                                                                      

تبسم سرخ شگفتن

به مناسبت میلاد حضرت علی اکبر (ع)”

 

هنوز می آید نوای کربلایی ات از عمق میدان، ای آفتاب غروب کرده در ظهر عاشورا!

هنوز می آید غریو فریادت از بلندای آسمان، فریادی که دژخیمان کوفی را به مبارزه می خواست و نهیبش، رشته جانشان را از هم می گسیخت.

هنوز می آید عطر حضورت، از حوالی خیمه هایی که آکنده از نگاه سکینه (س) بود.

امروز، روز ولادت توست، مولای جوانمرد!

روزی که خداوند خواست تا چهره ات آیینه جمال نبوی (ص) بشود.

روزی که خداوند خواست تا از تبسم نگاهت، آفتاب بر شوق آید.

روزی که خداوند خواست تا نبیره علی (ع)، سیرتی همچون او داشته باشد.

روزی که خداوند خواست مشام مدینه از عطر حضورت آکنده گردد.

امروز، روز توست؛ روز تولدی شیرین که طعم نبوت و ولایت را توامان دارد. غوغایی در دل آل ا... است. عطر صلوات، شش جهت آسمان و زمین را فرا گرفته است.

امروز، سروش آسمانی، تهنیت گوی مولودی است که روزی همت بلندش، او را از ناسوت خاک به لاهوتستان افلاک خواهد برد. او نام بشکوهش را بر تارک عرش جار خواهد زد.

... و روزی ورق برمی گردد و کربلا رقم می خورد.

تصویر در تصویر، کوفیان و غلتیدنشان در خاک مذلت!

شمشیر به شمشیر، دست یداللهی تو بود و یادآوری حماسه ذوالفقار!

جلوه زار هستی در شگفت نقشی بود که تو ایفا می کردی؛ نقشی بدیع که ایمان و حماسه را به هم پیوند می داد؛ همانگونه که قامت دل آرایت، زیبایی نبوت و ولایت را به تماشا گذاشته بود.

علی جان، جوانمرد مولای جوان! میدان کربلا چه بی فروغ می شد، اگر به میدان نمی آمدی!

هنوز هم وقتی خورشید به آسمان کربلا می رسد، درنگ می کند و به یاد فروغ چهره ات، اشک حسرت می ریزد.

چهره ای که عاشقانه، سرخی خون، در شفق نگاهش نشست و افلاک را سوگوار تبسم های دلنشین اش کرد.

امروز، روز ولادت توست.

تویی که عشق از یادآوری نامت به خود می بالد و آسمان شکوه تو را هماره با عطر صلوات می ستاید.

مبارک باد بر عاشقان کوی حضرت دوست (جل جلاله) حضور عاشقی که زندگی را شرمنده ایثار خود کرد و بی مهابا :

 «نعره زد عشق، که خونین جگری پیدا شد».

 

                                      سید علی اصغر موسوی

[ شنبه ۳ تیر ،۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ] [ مدیریت وبگاه های استادسیدعلی اصغرموسوی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

.Persian Iraniani muslem_ shia _ poet & Researcher of Religious Literature seyed.Ali Asghar.Mousavi استادسید علی اصغر موسوی متولد 2/3/1345 در خرقان ساوه. شاعر نویسنده و پژوهشگر ادبیات دینی بانزدیک به سه دهه فعالیت ادبی دارای تالیفات متعدد و مقالات ادبی در زمینه شعر و ادب شیعی. ایشان از شاعران بلند آوازه شهر مقدس قم و از اساتید شعر دینی به شمار می آیند. همچنین نظریه پرداز مکتب شعر دینی و منتقد آثار ادبی شیعی بخصوص شیعه امامیه. انجمن پژوهشگران ادبیات دینی گهگاه در منزل ایشان در شهر قم برگزار می شود و اهالی محدود انجمن که اغلب از اساتید دانشگاه و دانشجویان ادبیات فارسی هستند ازپژوهش ها .نقدها. و نظریات ایشان در زمینه مکتب شعر دینی و ادبیات شیعی استفاده می کنند. ایشان شخصی مستقل در عقیده و مرام هستند؛ عضو یاحقوق بگیرجایی نبوده و تعلق خاطری به هیچ انجمن دولتی ، گروه یا سازمان و نهاد نداشته و ندارند. تالیفات: 1- آرایه های اخلاقی در متون دینی و ادب پارسی - دفتر عقل قم- مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما -1387 2- ازنیایش تا ملکوت - ترجه دعا های اوقات - مرکز پژوهش اسلامی صدا و سیما 1388 3 - حج حقیقت جاودانه - مرکز پژوهش صدا و سیما 1391 4 - حضرت فاطمه الگوی بی بدیل - در دست تگردآوری 5- کلیات آثار شعری به نام الفبای تنهایی 700 صفحه بلاتکلیف در معاونت فرهنگی وزارت ....به دلیل عدم توافق صاحب اثربرای چاپ. و بی شمار متون نثر و مقالات و نقدهای ادبی با گرایش دینی که سرگردان و به نام دیگران در فضای وب است ..... ------------------------------- تلفن تماس: 09192946764
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
<
امکانات وب